سيد علي اكبر قرشي

108

قاموس قرآن ( فارسي )

فيهَا عَيْشَه » . رغم : * ( « وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ الله يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً » ) * نساء : 100 . مراغم ( بصيغهء مفعول ) بمعنى جايگاه و موضع است ( مجمع ) يعنى هر كه در راه خدا از موطن خود هجرت كند در زمين جايگاه بسيار و وسعت مييابد كه در آن بخداى خود بندگى كند . رغام بفتح راء بمعنى خاك نرم است ( راغب ) مجمع و اقرب آن را مطلق خاك گفته‌اند « رغم انف فلان » يعنى بينىاش به خاك افتاد « ارغم اللَّه انفه » خدا بينىاش را به خاك ماليد . به نظر ميايد استعمال مراغم از اين جهت است كه شخص مهاجر در آنمحل برغم انف دشمن براحتى مشغول عبادت خداى خود مىشود . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است . رفات : رفت در اصل شكستن و كوبيدن است در اقرب آمده « رفته : كسره و دقّه » در نهايه گويد : رفات هر چيزى كه شكسته و كوبيده شود . مجمع گويد : رفات هر چيز شكسته و پوسيده است و از مبرد نقل كرده رفات هر چيز كوبيده است كه در اثر كثرت كوبيده شدن سائيده شود . * ( « وَقالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَرُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً » ) * اسراء : 49 و 98 مراد از رفات استخوانهائى است كه پوسيده و سائيده شده‌اند . ناگفته نماند در آياتيكه تراب بجاى رفات آمده در همه پيش از كلمهء عظام است * ( « أَ إِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً وَعِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ » ) * مؤمنون : 82 . صافات : 16 ، واقعة : 47 . * ( « أَ إِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً وَعِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ » ) * صافات : 53 . اين نشان ميدهد كه مراد از تراب در آيات فوق خاكى است كه از پوسيدن گوشتهاى بدن بوجود آمده و چون رفات پيوسته بعد از عظام آمده لا بد آن خاكى است كه از پوسيدن استخوانها توليد شده است . و در